دلنوشته های عســـل

عاشقانه

سکوت

رساترین فریاد یک زن است

وقتی شروع به نادیده گرفتن شما میکند

تازه میفهمید

واقعا صدمه دیده است...!

 

می دانی … !؟ به رویت نیاوردم …

از همان زمانی که جای ” تو ” به ” من ” گفتی : ” شما “
فهمیدم
پای ” او ” در میان است  . . .

 

بـــرگ پـــاییــزی راهـی نـدارد جـــز سُــــــــقوط….
وقـتی می دانـد درخت…
عِشــقِ بَـــرگ تــــــازه ای در دِل دارد...!

دلم یخ میزند گاهی ، دراین سرمای تنهایی
شبم قندیل میبندد از این یخهای تنهایی
قلم آهسته می راند بر این خط بلند ، اما
گمانم یاد می گیرد ز من انشای تنهایی . . .

 

 

 

شیشه نازک احساس مرا دست نزن

چندشم میشود از لکهء انگشت دروغ


لعنت به من چه ساده دل سپردم
لعنت به من اگر واسش می مردم
دست منو گرفت و بعد ولم کرد
لعنت به اون کسی که عاشقم کرد

هر چه دادم به او حلالش باد

غیر از آن دل

که مفــــت بخشیدم...!

 

فروغ فرخزاد

این روزها...

نبضم کند میزند...

قلبم تیر می کشد...

دارم صدای خرد شدن احساسم را

لا به لای چــرخ دنـــده های زندگـــی می شنـــوم...

 

 

 

میشنَوے ؟
گوش کـُלּ . . .
صدآیے مے آیَد . . .
خُوب گوش کُـלּ . . .
صدآے نآلـِـﮧ زَمیـלּ است . . .
کـِـﮧ مَردے بآ کُلنگے
گودآلے دَر حآل ِ کندלּ است . . .
گودآلے بــِﮧ شِکل ِ مُستطیل . . .
بَرآے " مـَـــלּ " .
 
گاهی هوس میکنم در آغوشت حل شوم!با همه سردیت
هنوز هم برایم گرمترین حس دنیایی...!
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران